آخرین اخبار

انقلابگران ایران یک گام به عقب و دوگام به جلو!

• دکتر نور محمد امراء ـ عضو اتحادیه بین المللی دانشگاه ها

3 ماه قبل
بیان
A- A A+

مطلب منتشر شده ، بیانگر سیاستهای شبکه بیان نیست و نویسنگان آزادند که نظرات خود را بدون سانسور بیان کنند.

شبکه رسانه ای بیان جهت ایجاد فضای تبادل نظر، از نقطه نظرات انتقادی در خصوص مطالب منتشر شده استقبال میکند.

 

• دکتر نور محمد امراء ـ عضو اتحادیه بین المللی دانشگاه ها

 

تلاشهای دو بلوک غرب و شرق برای خاموش کردن انقلاب مردمی سال 1357 بی نتیجه ماند. مردم برای رسیدن به آزادی و کرامت انسانی یعنی؛ آن چیزی که جهان غرب خود را علمبردار آن می دانست، تلاش می کردند.

انقلابی ها با قبول نکردن تغییر پالانها و همچنان عربده کشیدن خرها، با سردادن شعار (ما می‌گیم شاه نمی‌خوایم، نخست‌وزیر عوض می‌شه! ما می‌گیم خر نمی‌خوایم، پالون خر عوض می‌شه! نه شاه می‌خوایم نه شاپور، لعنت به هرچی مزدور!) آمریکا و اروپا را مجبور ساختند در پی تغییر ساختار نظام شوند.

انقلابیان در آن سالها در خواب رسیدن به زندگی ای شبیه آنچه در جهان غرب از آن سخن می رفت بودند: آزادی و کرامت انسانی..

جوانانی که سخاوتمندانه با خون گلگون خود خیابانهای کشور را رنگین کرده بودند تا لاله های آزادی سرکشند و ایرانیان چون اروپائیها و آمریکائیها طعم انسانیت را بچشند، تا آن زمان به این مرحله از رشد نرسیده بودند که درخت آزادی و کرامت انسانی در خطه جغرافیایی که زیر سلطه بیگانگان است هرگز سبز نمی شود.

خمینی سوار بر هواپیمایی فرانسوی دست در دستان افسر اطلاعات آن کشور بر سر ایرانیان گماشته شد.

آب از آب تکان نخورد، آنچه صورت گرفت یک خانه تکانی معمولی بود جهت کر و کور کردن روحیه آزادیخواهان ملت.

کابوس ساواک دو صد چندان وحشی تر در کهریزکها و اوین ها سر درآورد.

کار به جایی رسید که یک آخوند معمولی با سمت "نماینده ولی فقیه مطلق" در هر گوشه و کنار کشور نه تنها می تواند مال و ناموس مردم را به تاراج برد بلکه برایشان خط و نشان کشد که چه بگویند و چه بپوشند و چه بنوشند!

آخوندکی که چپ از راستش را تشخیص نمی دهد ملتهایی با فرهنگی در عمق تاریخ چون؛ بلوچها، کردها، عربها و ترکها و ترکمن ها را مجبور می کند تا باورهایشان را وفق خواسته های او کنند و خدایشان را به اسارت او درآورند. چیزی که نه شاه توان گفتن آن را داشت و نه ساواک جرأت انجامش...

چهار دهه از آن سرقت مسلحانه انقلاب می گذرد. انقلاب گسترده شده است. نسل نو همچنان در پی به ثمر رسیدن انقلابند.

درک جامعه بالاتر رفته، جوانان امروز دریافته اند که مشکل اصلی کشور؛ استبداد، بی کاری، فقر و ناداری، بیماری و نادانی نیست. ریشه همه بدبختی های جامعه، دیکتاتور خود فروخته ای است که ثروتهای ملت را در جیب بیگانگان می ریزد و همچنان کشور مستعمره روس ها و اروپایی ها و آمریکاست.

مردم دریافته اند مطالبات آزادیخواهانه و کرامت انسانی تنها در سایه کشوری آزاد به ثمر خواهد رسید.

در این میان بازنده اول اروپا و آمریکاست. ملت با سردادن شعارهایی که در حقیقت ارزشهای  غربیان برای ساختار جامعه انسانی است به میدان آمده اند.

استعمارگر در کمال ذلت ارزشهای خود را زیر پا می نهد و همچنان تلاش دارد دیکتاتور را بر مسند قدرت نگه دارد.

سردمداران غربی با حمایت از دیکتاتورانی چون نظام استبدادگر ایران، سوریه، و کشورهای دیگر از سوی افکار عمومی ملتهایشان زیر فشارند.

این اولین پیروزی ملت انقلابگر ایران و اولین جهش آن بسوی استقلال و آزادی است.

جرقه اول انقلاب مردمی یا همان بهار عربی در تونس شعله ور شد. حجم جغرافیایی تونس نمی توانست کاندید رهایی از سیطره نظام استعماری جهانی باشد. اما چون این جرقه به مصر رسید، معادله بکلی دگرگرون شد.

مصریها سخن از استقلال در نان و پوشاک و اسلحه زدند! یعنی شکستن زنجیرهای استعمار و آزادی..

صدای مصریها با توطئه جهانی در نطفه خفه شد. اما توده های انقلابگر ساکت ننشستند. انقلاب در سوریه، لیبی، یمن پربارتر شد.

اکنون لبنان و عراق و ایران به این قافله پیوسته اند.

به عبارت دیگر شیعیان به قافله انقلابی که عموم مسلمانان منطقه جرقه آنرا زده بودند پیوستند.

و این معنی فتنه مذهبی ( شیعه سنی) که نظام ولایت فقیه برای شعله ورد کردن آن بروی کار آمده بود در حال ریزش است.

توده ها ثابت کردند قدرت قهریه به تنهایی نمی تواند بر منطق و منطقه پیروز شود.

اتحاد جماهیر شوروی با داشتن 4630 بمب هسته ای و بزرگترین قدرت نظامی جهان، فرو ریخته متلاشی شد.

آمریکا و ناتو پس از 19 سال جنگ با ملت افغانستان به دنبال راه برون رفتی از باتلاق در پی مذاکره با طالبان هستند.

شوروی و ایران و نظام بشار اسد در مقابل ملت سوریه به زانو در آمده اند.

عراقی ها و لبنانی ها از فروختن آزادی و کرامت خود در مقابل پشیزی از ثروتهای بیت رهبری ایران سر زده اند.

و ملت ایران با ملتهای در بند منطقه همصدا شده تا از زیر یوغ استعمارگران بدر آید.

آنچه قدرت قهریه جهانی را به زانو در آورده همت توده هایی است که بیدار شده اند.

رسانه استعمارگر با دمیدن روح در کالبد فرعونهای مومیایی شده تلاش دارد توده های انقلابی را نا امید کند.

سخن از روزهای طلایی دوران ستم شاهی می رود. ساواک در رسانه های استعمارگران به عنوان می

هن دوست معرفی می گردد، *مجاهدین خلق و حزب توده و کمونیست های افراطی که به عنوان ابزارهایی بدیل از سوی استعمارگران مطرح بودند، و در یخچال های غرب نگه داری می شدند، از قرنطیه بیرون آمده، بار دگر پر و بال داده می شوند*.

با بازتاب دادن ستمهایی که بر مناطق محروم می رفت با هیولای "جدایی خواهی" تلاش دارند یکپارچگی ملت ستمدیده را بر هم زنند.

همه این حربه ها دیگر از کار افتاده است.

انقلابی که اکنون جست و خیز می زند در پی رفع بحرانها و رسیدن به نیازهای جامعه نیست.

انقلاب نوین در عقلها صورت گرفته، آگاهی جامعه در حال پخته شدن است، آنچه آینده آن را رقم خواهد زد رهایی از استعمار روسیه و غرب و آمریکا است.

چین و هندوستان از اینسو دندان تیز می کنند که از این ریزش استعمارگران پیر آنها غنیمتی بدست آورند.

غافل از اینکه این غولی که از خواب زمستانی جسته و در حال بیرون آمدن از  چراغ جادویی "علی بابا و 40 راهزن" است، هرگز کمر نوکری در مقابل گاوهای هندوستانی و اژدها های کاغذی چینیان خم نخواهد کرد.

برچسب

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top