آخرین اخبار

رسانه بدون شبکه اجتماعی؛ با نگاهی به خبر بازجویی از دختر هشت ساله

تعریف یک خط داستانی در خبر (Story) در بسیاری از مواقع برای مثال پس از انتشار یک عکس از یک واقعه توسط خبرنگار یا شهروند خبرنگار در رسانه ها صورت می پذیرد. آیا می توان رسانه ها را از شبکه های اجتماعی جدا کرد؟

6 ماه قبل
بهروز مفید
A- A A+

مطلب منتشر شده ، بیانگر سیاستهای شبکه بیان نیست و نویسنگان آزادند که نظرات خود را بدون سانسور بیان کنند.

شبکه رسانه ای بیان جهت ایجاد فضای تبادل نظر، از نقطه نظرات انتقادی در خصوص مطالب منتشر شده استقبال میکند.

توییت کردن توسط اکانت های تایید شده خبرنگاران در توییتر و نوشتن در وبلاگ ها و سایر شبکه های اجتماعی، موضوعی است که سالها به روندی عادی بدل شده. ژورنالیست ها در زمان به دست آوردن خبری از طریق مصاحبه، فیلمبرداری یا دیدن صحنه ای از یک حادثه، به سرعت و به دلیل اخلاق خبرنگاری که همانا آگاهی رسانی به عموم است، آن را در شبکه های اجتماعی خود به سرعت پست می کنند چراکه صبر کردن و تعریف یک خط داستانی در وبسایت یا روزنامه، زمانبر است و جوامع امروزی نیاز به واکنش سریع به تحولات دارند.

تعریف یک خط داستانی در خبر (Story) در بسیاری از مواقع برای مثال پس از انتشار یک عکس از یک واقعه توسط خبرنگار یا شهروند خبرنگار در رسانه ها صورت می پذیرد. برای مثال کافی است تا فردی در سفر به یکی از استان های محروم، عکسی از چند کودک که روی زمین نشسته اند و کتاب در دست دارند در شبکه اجتماعی خود با هشتگ های مربوط به موضوع منتشر کند؛ آن زمان است که توجهات به سوی آن موضوع جلب می شود و خطوط داستانی در خبر نگارش می شوند. یا انتشار تصویری از کودکی که به تازگی منتشر شد و در آن وی به تنهایی از مرز در حال گذر بود، یا تصویر آیلان جان باخته در ساحل! تمام اینها کمک می کنند تا مردم و سازمان ها توجه بیشتری به موضوعات مختلف نمایند.

انتشار تصاویر به راه افتادن آب در زمستان زیر چادر زلزله زدگان کرمانشاه و همچنین انتشار فیلم یک شهروند خبرنگار از وجود کانکس های خالی، باعث آگاهی افکار عمومی از بی توجهی مسئولین امر در آن حوزه است.

در همین رابطه، چندی پیش طی یک مصاحبه تلفنی یکی از خبرنگاران با مادر کودکی 8 ساله که از او در آگاهی خیابان وزرا بازجویی شده بود سر و صدا کرد. پس از این ماجرا، آنچنان که برخی از رسانه های دولتی می گویند، مادر کودک گفته است که از کودک او هشت ساعت بازجویی نشده و آنچه که او گفته تنها به خاطر فشار عصبی است که بر وی وارد شده است. در ادامه ماجرا توییت خبرنگار نیز پاک شد اما کاربران توییتر این موضوع را باور نکرده و اصرار می کنند که به خبرنگار و مادر کودک از جانب پلیس فشار وارد شده است.

فاطمه کریمخان در مطلبی که در خبرگزاری ایسنا منتشر شده، با طرح پرسش هایی نظیر آنکه آیا اصلا می توان کودکی 8 ساله را هشت ساعت در یک مکان نگاه داشت یا آیا هیچ مادری اجازه می دهد که هشت ساعت از کودکش بازجویی کنند، تلاش کرده تا توپ مقصر بودن را در زمین کسانی بیندازد که اصل حرفشان این موضوع است که اصولا چرا باید حتی مادر را به همراه کودک به دلیل یک موضوع پیش پا افتاده به کلانتری کشاند!

در این نوشته ضمن آنکه گفته می شود رسانه جدی و شوخی نداریم و همه رسانه هایی که ژورنالیست ها در آن فعالیت می کنند برای مردم از اعتبار برخوردارند، در عین حال آمده که اگر مردم خطا می‌کنند و رسانه ‌های غیررسمی را جانشین رسانه‌های رسمی و قاعده‌ مند می‌ کنند، به این دلیل است که فضایی برای انتشار مطبوعاتی که مردم بتوانند به آن اعتماد کنند وجود نداشته و ندارد... .

مساله ای که مطرح است این است که چطور همین رسانه های رسمی نظیر صدا و سیما در زمان نگارش توییت های افرادی چون جواد ظریف یا حسن روحانی در توییتر (رسانه غیر رسمی) آن را در بخش های مختلف خبری خود بازخوانی می کنند اما اگر مردم پای توییت های خبرنگاران بنشینند و آن را برای یکدیگر بازگو کنند، آن رسانه غیر رسمی تلقی می شود؟ همان رسانه ای که ایشان این مطلب را در آن نگاشته است در شبکه های اجتماعی (غیر رسمی!) فعالیت دارند و نوشته ایشان در همین رسانه ها دست به دست می شود.

باید به طیف وسیعی از ژورنالیست های فعال در خبرگزاری های داخلی آموزش های جدیدی ارائه کرد. این آموزش ها حتما باید همراه با نکات روز و آموزش رسانه های جدید باشد. نمی توان در اینترنت فعالیت کرد و خبرگزاری داشت اما از قدرت شبکه های اجتماعی که امروزه در دنیا کاملا به رسمیت شناخته شده اند (و اگر رسانه ای به این شبکه ها متصل نباشد، موضوعی بدیهی را نقض کرده و غیر حرفه ای تلقی می شود) غافل ماند.

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top