آخرین اخبار

سلبریتی های میان رده در ایران چه می خواهند؟

مدت های زیادی است که سلبریتی هایی از سراسر دنیا که زمانی در دنیا معروفیت داشته اند، به ایران می روند و با برگزاری کنسرت و سایر برنامه ها، به کسب درآمدهای هنگفت می پردازند. این در حالی است که هنرمندان ایرانی به خاطر وجود محدودیت ها، از این امکانات محرومند.

6 ماه قبل
بهروز مفید
A- A A+

مطلب منتشر شده ، بیانگر سیاستهای شبکه بیان نیست و نویسنگان آزادند که نظرات خود را بدون سانسور بیان کنند.

شبکه رسانه ای بیان جهت ایجاد فضای تبادل نظر، از نقطه نظرات انتقادی در خصوص مطالب منتشر شده استقبال میکند.

حضور سلبریتی ها در ایران سالهاست به یک رویه تبدیل شده است. روزی "کریس دی برگ" و روز دیگر "لی یونگ آئه" (بازیگر نقش یانگوم در سریال جواهری در قصر) و روز دیگر "سونگ ایل گوک" (بازیگر نقش جومونگ در سریالی با همین نام). جالب آنکه تمام این سلبریتی ها وقتی پا در تهران می گذارند، در مقابل خبرنگاران به نحوی از ایران تعریف و تمجید می کنند که پرسش پیش می آید چرا آنان در همین کشور زندگی نمی کنند؟

برای مثال کریس دی برگ که به همراهی گروه موسیقی پاپ "آریان" در تهران به اجرای کنسرت پرداخت، اعلام کرده بود که تهران از لندن و لس آنجلس امن تر است! همین گفته 9 سال بعد توسط رییس پلیس وقت پایتخت با ارائه آمار و ارقامی از جرم و جنایت در دو شهر تهران و لندن به زبان آورده شد.

حال نوبت به حضور کیتارو در تهران رسیده بود که البته روز گذشته اعلام شد این کنسرت به دلیل حضور 6 موزیسین آمریکایی گروه و سایر مسائل، این کنسرت لغو شده است. اما نگاهی به قیمت بلیطهای این کنسرت که تا 400 هزار تومان نیز در بازار قانونی به فروش می رسد، کمی قابل تامل است. در کشوری که نیازمندان زیادی دارد که روزانه و شبانه فقر عریان در جامعه را فریاد می زنند، فروش بلیط 400 هزار تومانی چه معنایی می تواند داشته باشد؟ آیا این موضوع معنایی به جز این دارد که والیان امر که وابسته به کانون های قدرت و ثروت هستند، به راحتی این فقر عریان را نادیده گرفته و به صفرهای حساب بانکی خود اضافه می کنند؟

اما اگرچه کنسرت کیتارو لغو شد، کنسرت ریچارد کلایدرمن در روزهای آغازین تیرماه در تهران برقرار است و بلیط های این کنسرت نیز که در دو نوبت اجرا خواهد شد به صورت کامل به فروش رفته است. قیمت بلیط های این کنسرت از 1 میلیون ریال تا 3 میلیون ریال متغیر است.

در نمایی دیگر، حضور اورهان پاموک در جریان برگزاری نمایشگاه کتاب تهران را شاهد هستیم. وی اگرچه به صورت گذرا نسبت به سانسور برخی از کتابهایش گله کرد اما بیش از آن نگران کپی رایت و حق التحریر خود بود که البته این موضوع قابل قبول است اما نگاهی به گفته های او در جمع خبرنگاران، این موضوع را به ذهن مخاطب متبادر می کند که این گفته ها تنها برای ایجاد بازار کتاب های او در ایران است.

خبرگزاری های ایران نیز تمام جملات پر طمطراق او را تیتر خود کردند. جملاتی نظیر "ایران مثل وطن خودم است" (در صورتی که او تنها دو بار به ایران رفته است)، "سینمای ایران از ترکیه پیشرفته تر است"، "برای جامعه ایران احترام خاصی قائلم، آنها هویت خود را در برابر غرب حفظ کرده اند" و جملاتی از این دست.

تمام این ورودها به ایران و تعاریف دور از واقعیت در حالی هستند که طیف بسیار گسترده ای از نویسندگان، روزنامه نگاران، موزیسین ها و تحلیلگران ایرانی، به دلیل نوع نگرش و اعتقاداتشان خود از حضور در کشورشان محروم هستند و سالیان متمادی است که در کشورهای دیگر زندگی و فعالیت می کنند.

 

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top