آخرین اخبار

حال که نان نداریم چرا شیرینی نمی خوریم؟

گویی هیچ یک از این مدیران و وزرا نمی دانند چه در میان مردم می گذرد. آنها بی رحمانه حرف ها را می شنوند، سر تکان می‌دهند و عبور می‌کنند.

29 روز قبل
بیان
A- A A+

افراد دولتی اعم از وزرا و مدیران میان رده و رده بالا طوری با مردم برخورد می کنند که گویی حتی یک روز در این کشور زندگی نکرده اند. گه گاه پیش آمده که آقایان وزیر در میان مردم حاضر شده و صحبت های آنان را بشنوند یا از گوشه ای عبور کردند و مردم خودشان را به آنها رسانده اند تا حرفشان را بزنند چرا که در حالت عادی گوش شنوایی برای شنیدن حرف‌های مردم نیست.

اما این مسئولین هستند که حتی در چنین شرایطی با مردم با حالتی توهین آمیز برخورد می کنند. بدتر از برخورد توهین آمیز برخوردهایی است که برداشتی از آنها می شود بسیار عجیب! گویی هیچ یک از این مدیران و وزرا نمی دانند چه در میان مردم می گذرد. آنها بی رحمانه حرف ها را می شنوند، سر تکان می‌دهند و عبور می‌کنند.

هنوز حرف های محمود حجتی وزیر کشاورزی دولت روحانی که خطاب به یکی از برنج کاران از اطرافیانش خواسته بود که کمی سبوس به او بدهند در خاطر بسیاری هست. اما حالا وی در پاسخ به یکی از شهروندان گیلانی که برای وی شعری خوانده و گلایه از قیمت بالای گوجه فرنگی کرده بود تنها سر تکان داد و به گفتن «خب» اکتفا کرد!

در نهایت و پس از سخنان ۳۰ ثانیه ای پیرمرد گیلانی، آقای وزیر و اطرافیان وی خنده ای تحویل دادند که این بسیار درد آور است. این خنده نشانگر آن بود که آقایان نمی دانند اوضاع کشور و مردم چطور سپری می شود و یا می دانند و کاری از دستشان برنمی آید. اما این هم قابل قبول نیست چرا که آقای وزیر میتوانست با کمی فروتنی و نشان دادن نوعی دلگرمی و صمیمیت همچون دست گذاشتن روی شانه این شهروند، دست کم همراهی روانی و دلی خود را نشان دهد.

پیشتر نیز محمد قاضی زاده هاشمی وزیر بهداشت جمهوری اسلامی در پاسخ به یکی از بیماران که نیاز به فیزیوتراپی داشت و توان پرداخت هزینه های پزشکی را نداشت گفت: مگر فیزیوتراپ چه میکند؟ می مالد! خودت بمال! و بدتر آنکه این جملات همیشه با خندۀ اطرافیان همراه است.

مردم به افرادی رای دادند و کسانی را سر کار آوردند که به ایشان بخندند و مضحکه شان کنند. وزرا و مدیرانی که با کوچکترین مشکلی که برایشان به وجود بیاید به خارج از کشور سفر میکنند و خود را به دست پزشکان اروپایی و آمریکایی می‌سپارند اما برای مردم خود و کسانی که آنان را روی کار آورده اند سبوس، مالش و لبخند تجویز میکنند.

داعش های سرمایه داری در ایران به چنان قدرتی رسیده اند که از فردای خود در پی آن چیزی که چهل سال پیش وعده اش را می دادند بیمناک نیستند و تنها به فکر این هستند که خود و اعضای درجه یک خانواده هایشان را تامین کنند. مثال بسیاری از آنان مثال ماری آنتوانت است که وقتی به او گفتند مردم نان برای خوردن ندارند در پاسخ گفت حال که نان ندارند چرا شیرینی نمی خورند؟

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top