آخرین اخبار

ارتباط استعفای رییس بانک جهانی با تحولات ایران

ایران به طور قطع به دلیل دارا بودن بازارهای نوپا و در تلاشی با دست و پا زدن بسیار زیاد برای پیوستن به نظم نوین جهانی، در ذیل گروه "کشورهای در حال توسعه" قرار می گیرد. از دیگر کشورهای در حال توسعه می توان به مصر، پاکستان، هند، ترکیه و مالزی اشاره کرد.

10 روز قبل
بیان
A- A A+

جیم یونگ کیم، رییس بانک جهانی به طور غیر منتظره استعفای خود را اعلام کرد. او که دوازدهمین رئیس بانک جهانی است قرار است از ابتدای ماه فوریه (کمتر از یک ماه دیگر) به طور رسمی میز کار خود را ترک کند.

نه او و نه بانک جهانی به طور مشخص دلیل این استعفای ناگهانی را اعلام نکرده اند اما به نظر می رسد بر اساس اطلاعیه بانک جهانی، وی قرار است بر روی سرمایه گذاری در کشورهای در حال توسعه تمرکز کند.

جیم یونگ کیم معروف به کیم یونگ، ۵۹ ساله است و دکترای جامعه شناسی خود را در آمریکا گرفته است. او همچنین پزشک و تبعه کشور آمریکا است.

علت استعفای آقای کیم آنطور که در متون کوتاه اطلاعیه ای از جانب بانک جهانی درج شده، "تمرکز بر سرمایه‌گذاری در زیرساخت های کشورهای در حال توسعه به بخش خصوصی" است.

اساسا کشورهای جهان بر چند دسته هستند. کشورهای توسعه یافته، کشورهای در حال توسعه (دارای بازارهای نوپا) و کشورهای دارای توسعه منقطع! در این میان کشورهای توسعه نیافته ای نیز وجود دارند که می توان هاییتی، سودان، سومالی و کره شمالی را در این دسته قرار داد که موضوع این بحث نیست.

ایران به طور قطع به دلیل دارا بودن بازارهای نوپا و در تلاشی با دست و پا زدن بسیار زیاد برای پیوستن به نظم نوین جهانی، در ذیل گروه "کشورهای در حال توسعه" قرار می گیرد. از دیگر کشورهای در حال توسعه می توان به مصر، پاکستان، هند، ترکیه، تایلند و مالزی اشاره کرد.

در میان این کشورها، بازار به صورت مشخص و گسترده بر اساس بی نظمی و بی قانونی و در یک کلام، رانتی نیست هرچند که فساد در بخش هایی از تمام این کشورها قابل ملاحظه است.

مصر پس از بهار عربی، راه خود را به سمت جهانی شدن هموار کرده است. همین مساله در خصوص هند با جمعیتی حدود ۱ میلیارد و ۳۰۰ میلیون نفر صادق است.

پاکستان نیز پس از انقلابی گری های "بینظیر بوتو" و از دور خارج کردن "نواز شریف" کاندیدای دست راستی حزب مسلم با وجود آنکه مکتب لیبرالیسم اقتصادی و لیبرالیسم کلاسیک را دنبال می کرد، به تدریج به دنبال همین نظم خواهد رفت. کوتاه سخن در خصوص پاکستان اینکه بر اساس خط مشی و خط فکری "عمران خان" نخست وزیر فعلی پاکستان، وی مدت زمان زیادی در مسند قدرت نخواهد ماند و حزب وی توانایی برپا کردن طولانی مدت "دولت رفاه" را نخواهد داشت.

ترکیه نیز وضعیت مشخصی دارد. تلاش اردوغان برای منضم کردن حداقل بخش های بیشتری از این کشور به اروپا برای همگان روشن است. همین وضعیت نیز به نوعی برای منطقه جنوب شرق آسیا یعنی تایلند صادق است چرا که بزرگترین شرکای تجاری این کشور پادشاهی هم کشورهای کاملا توسعه یافته نظیر ژاپن، ایالات متحده آمریکا و مجموعه اتحادیه اروپا است.

در این میان چند کشور کوچک عربی حاشیه خلیج فارس باقی می مانند که هم اکنون با به دست گیری کنترل ذخایر نفتی در آن نقطه از کره زمین، اقدام به ساخت و تجهیز بیابان می کنند!

حال تنها یک کشور می ماند که هنوز پس از چهل سال با وجود دارا بودن بیش از ۱.۵ کیلومتری جمعیتی در خود جای داده که فرهنگ مصرف گرایی روز به روز در آن در حال رشد کردن است.

این جمعیت که برای کشوری مثل ایران می توان گفت در مقایسه میانگینی با روسیه و مصر، جمعیت معقولی است، تا کنون بر پایه اقتصاد من درآوردی اسلامی پیش رفته است. این اقتصاد که بدون شفافیت مالی و با فساد بی اندازه، کشور را به انتهای دره نابودی سوق داده است، اما نتوانسته بر فرهنگ مردم نیز تاثیر بگذارد.

بخش بزرگی از مردم ایران سالها پس از جنگ میان دو کشور خودشان و عراق، دیگر قانع به شرایط زندگی بدون بهره بردن از امکانات روز دنیا نیستند.

هرچقدر تندروهای استراتژیست جمهوری اسلامی فریاد بر سر شرکت های خصوصی و آگهی های بازرگانی که کالاهای لوکس غربی را تبلیغ می کنند می زنند، اما گوش شنوایی برای حرف های آنان وجود ندارد.

بلک فرایدی، سایبرماندی، حراجمعه، تخفیف شب عید، یکشنبه بازار (قدیم تر)، تخفیفات فروشگاه های زنجیره ای، وبسایت های متعدد ارائه دهنده کدهای تخفیف و ده ها مورد دیگر فرصت خوبی برای عرضه کالاهای غیر ضروری است که اتفاقا استقبال می شود.

علت رشد این عوامل تنها به یک مورد باز می گردد؛ فرهنگ مصرفی و علاقه به خرید!

همین حالا که برندهای روز دنیا در فروشگاه هایی خاص همچون اطلس مال (تبریز)، بازار بزرگ بانه (بانه، کردستان)، هایپراستار (تهران) و غیره به صورت محدود و گران تر از بازارهای بین المللی، اجناس را عرضه می کنند، شاهد هستیم که خرید توسط مردم صورت می گیرد. لازم به یادآوری است که ذکر این نکته فارغ از شرایط فعلی کشور و ماه های اخیر است!

حال اگر درهای کشوری مثل ایران به روی دنیا باز شود چه خواهد شد؟

یک مثال ساده در این خصوص می تواند کمک کننده باشد. مردمی را ببینید که به محض رسیدن گوشی های گران قیمتی مثل اپل آیفون، روبروی ساختمان علاالدین و بازار موبایل ایران در ساعات نیمه شب صف می کشند تا از اولین هایی باشند که آیفون جدید را به دست می گیرند.

حال همین مردم می توانند به راحتی پس از حضور شرکت اپل در نقاطی از ایران، این محصول را چه به صورت اینترنتی یا حضور در نمایندگی رسمی اپل خریداری کنند. این خرید هیچ محدودیتی نظیر رجیستری، جیلبریک (قفل شکستن) و پرداخت یکجای تمام مبلغ آیفون ندارد.

سپس شرکتی مثل AT&T طی قراردادی با رگولاتوری ایران و اپل آمریکا، حضور می یابد و به شرط استفاده دو ساله از سیم کارت های خود، قیمت یک آیفون ۱۱۰۰ دلاری را تقریبا به نصف رسانده و آن را هم برای خریدار تقسیط می کند. حال به فرض دلار با قیمت پنج هزار یا شش هزار تومانی، چند درصد از مردم یک شبه آیفون دار می شوند؟

شیرینی خریدار به دوستانش هم می تواند یک شام یا ناهار در فست فود KFC یا مک دونالد شعبه خیابان ظفر باشد.

حال کشوری با این وسعت از بازار مصرفی به کدام سو خواهد رفت؟ مشخصا استعفای رییس یک نهاد بزرگی همچون بانک جهانی و تلاش برای حضور در کشورهای در حال توسعه نمی تواند بی ارتباط با تحولات ایران در بخش های اقتصادی طی آینده ای نزدیک باشد!

همچنین تلاش بخش های فرودست برای رسیدن به مراحل بالاتر در چنین اقتصادی باز هم به نوبه خود بتون ریزی زیر پایه های همین اقتصاد خواهد شد.

نظریاتی نظیر جامعه بی طبقه توحیدی و اقتصاد کارل مارکسی به مدت نامعلوم و شاید بتوان گفت چند دهه از این کشور و سایر کشورهای در حال توسعه رخت بر خواهد بست و این تازه شروع نئوسرمایه داری در ایران است.

 

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top