آخرین اخبار

در آستانه ۴۰ سالگی انقلاب فرار ایرانیان از کشور شدت گرفته است

چهل سال پس از انقلاب اسلامی در ایران، مردم این کشور در حالی که آن روزها به خاطر خروج آخرین پادشاه، به رقص و پایکوبی می پرداختند، امروز در حال فرار به هر شکل ممکن از کشور خودشان به مقصد اروپا هستند. ایران، ۴۰ سال پس از انقلاب چه رنگی است؟

5 ماه قبل
بیان
A- A A+

چهل سال پس از جمهوری اسلامی و در شرایطی که حاکمان رژیم اسلامی مستقر در ایران برای برپایی راهپیمایی ۲۲ بهمن لحظه شماری می کنند، مردم ایران فقیرتر شده اند و مساله نان پیدا کرده اند.

اقلام خوراکی و سایر مایحتاج مصرفی مردم رو به اتمام می رود و آنچه که باقی مانده است به قدری گران است که دست نیافتنی نشان می دهد.

در همین حال موج مهاجرت به کشورهای اروپایی اوج گرفته است و این اوج گیری تا جایی بود که صربستان مجددا مرزهای خود را به روی ایرانیان بست. ایرانیانی که بلگراد را پلی برای رسیدن به مرکز اروپا می دیدند.

مستندهای تلویزیونی و گزارشات خبری بیش از پیش بر روی این موضوع تمرکز می کنند. چند کلیدواژه دائما به گوش برخورد می کنند. "جزیره کریسمس"، "کانال مانش"، "دریا"، "یونان"، "قایق های قاچاق بر انسان"، "گرایش به مسیحیت"، "سازمان ملل ترکیه" و… از کلمات و عباراتی هستند که درون افراد را خالی می کند.

اروپا مرزهای خود را بیش از پیش می بندد. انگلستان همچنان درگیر برگزیت است و فرانسه برای مقابله با اعتراضات مجدد جلیقه زردها آماده می شود.

ایرانی ها در حالی که در چند سال گذشته پذیرای مهاجران افغانستانی بودند، حالا خود باید رنج سفر پر خطری که جانشان را تهدید می کند به جان بخرند و خود را به آبها برسانند تا شاید زندگی بهتری را تجربه کنند.

ایرانی ها می دانند که کشورشان در آستانه فروپاشی است و دیری نخواهد پایید که خطرات مختلف آنها را نیز به دام بیندازد. از این رو، افرادی از قشر متوسط و ضعیف تر جامعه دل و تن را به دریا می زنند و تمام خطرات جانی و روانی را به دوش می کشند تا شاید در سوی دیگر کره زمین، جایی برای زندگی بهتری داشته باشند.

با تمام تفاسیر ایرانیان اگرچه در یک شرایط بسیار بهتر نسبت به همسایگان خود زندگی می کنند اما به نظر می رسد آنان در حال نجات زندگی خود در آینده هستند.

اروپا هنوز مشغولیت های خود را در خصوص سوری ها دارد و دفاتر رسیدگی به امور پناهندگان در ترکیه، بخش های ویژه ای را مختص به شهروندان سوری ایجاد نموده است. حالا صف تقاضاکنندگان کیس های پناهندگی به سمت ایرانی ها می رود.

بسیاری از والدین دوری از فرزندانشان را نیز تحمل می کنند و آنان را به سمت مرزهایی که مرز خودشان نیست هدایت می کنند. برای جامعه ایرانی که گرفتار بلای "وابستگی" است، چنین کاری بسیار سخت است اما آنها ناامید از آینده هستند.

روند خروج ایرانیان از زادگاهشان مختص به امروز نیست. در طول چهار دهه گذشته میلیون ها ایرانی خاک کشور خود را ترک کردند. آنچه که جدید است آغاز شدن سیل جدیدی از این مهاجران است که بی مهابا به سمت کوه، جنگل، دریا و سیم های خاردار حرکت می کنند تا خود را به مامنی امن برسانند.

بزرگترین موج مهاجرت ایرانی ها از بهمن ۱۳۵۷ آغاز شد. زمانی که انقلابیون با اسلحه هایشان کشور را در دست گرفتند و راه نفس را بر سایرین بستند.

پس از گذشت مدتی از انقلاب ایران، حمله عراق به این کشور مجددا موج جدیدی ایجاد کرد. مردم زیادی که عموما از قشر سرمایه دار بودند، با انواع روش های قانونی و غیر قانونی خود را از کشورشان جدا کردند و از ایران رفتند.

این موج یک بار دیگر تکرار شد. در جریان جنبش سبز در سال ۱۳۸۸ طیفی از مردم که عموما سیاسی بودند یا خود را همراه با اعتراضات نشان دادند مهاجرت کردند.

اگر در سال ۱۳۵۷ و دوران جنگ اغلب مهاجران از وابستگان و دوستداران نظام پادشاهی بود در سال ۱۳۸۸ عمده مهاجران را افرادی که خود را غالبا اصلاح طلب می دانستند و از درون جمهوری اسلامی برآمده بودند، تشکیل می دادند.

فهرست مهاجران اما تنها مربوط به مخالفان جمهوری اسلامی نمی شود. سران جمهوری اسلامی خود هم تمایلی به ماندن ندارند. فرزندان مقامات ارشد جمهوری اسلامی پیشاپیش بار خود را به مقصد غرب و احتمالا تا همیشه بسته اند. بسیاری از آنان در بهترین نقاط دنیا زندگی می کنند. آمریکا مقصد نخست فرزندان مقامات جمهوری اسلامی بود و پس از بسته شدن مرزها، انگلیس، کانادا، استرالیا و برخی دیگر از نقاط خوب اروپا، مقصد افرادی شد که پدران و مادرانشان از مسئولین رده بالای جمهوری اسلامی بودند؛ در این میان وابستگان علی لاریجانی -رئیس مجلس شورای اسلامی- و حسن فریدون، برادر رئیس جمهور اسلامی و همچنین نزدیکان معصومه ابتکار، معاون امور زنان و خانواده رئیس‌جمهور ایران و بسیاری دیگر در فهرستی بلند بالا دیده می شوند.

محمود احمدی نژاد پیشتر خواستار آن شده بود که فهرست تمامی فرزندان مقامات جمهوری اسلامی که در خارج از ایران زندگی می کنند منتشر شود. وی مبتکر عملی کمپینی با هشتگ #فرزندت_کجاست بود.

برخی اما معتقدند این بی مسئولیتی والدین ایرانی است که فرزندان خود را بدون پشتوانه اقتصادی و اقدامی مسئولانه به خارج از کشور می فرستند. به نوشته الجزیره، آنها همچنین منتقد برخی رسانه های فارسی زبان عموما ساکن لندن همچون "من و تو" و "بی بی سی فارسی" هستند که حقایق زندگی در غرب را لاپوشانی می کنند.

در میان این مهاجرت ها، عده ای هم قصد برگشت به سرزمینشان را در دوره رژیم جمهوری اسلامی کردند.

اوج این بازگشت ها به دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی باز می گردد که با شعار "ایران برای همه ایرانیان" خواستار بازگشت مهاجران شده بود.

برخی از افرادی که به موطن خود پس از سال ها بازگشتند، با برخورد قهرآمیز نیروهای امنیتی مواجه شدند و برخی از آنان هنوز در زندان های جمهوری اسلامی عمر را می گذرانند.

پس از آن دوره مسئولین دون پایه و بلندپایه دیگری خواستار بازگشت ایرانیان شدند. از وعده های حسن روحانی همین موضوع بازگشت ایرانیان به کشور بود.

وی از زمان پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری چندین بار به مساله بازگشت برخی ایرانیان خارج از کشور به ایران اشاره کرد. او چندین بار و به اشکال مختلف خواستار بازگشت ایرانیان ساکن در کشورهای دیگر به ایران شد؛ مساله ای که امروز با توجه به دستگیری های مداوم و برخوردهای خشن نیروهای وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران همچون سایر وعده های روحانی متوقف شده است.

تیرماه سال جاری، یحیی کمالی پور، نایب رییس کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس به توضیحاتی درباره طرحی پرداخت که به موجب آن این امکان به وجود می‌آید که ایرانیان خارج از کشور بتوانند به ایران بازگردند.

او عنوان کرد که به موجب این طرح که با تیتر "عفو عمومی" در روزنامه آسیا به چاپ رسید، تمامی ایرانیانی که شاکی خصوصی ندارند می توانند به کشور بازگردند. این طرح در زیر سایر طرح های مجلس همچنان در حال خاک خوردن است و فضای مناسب برای امنیت ایرانیان مهیا نشد.

در نمونه دیگری از این درخواست برای بازگشت ها، باز هم در کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس، محمدجواد فتحی از اعضای این کمیسیون ضمن صحه گذاشتن بر این طرح با نام بردن از افرادی همچون عطاالله مهاجرانی، گفت این افراد می توانند به کشور بازگردند چرا که شاکی خصوصی ندارند.

به گزارش "شبکه رسانه ای بیان" در مهرماه ۹۷، بر اساس این طرح، چه آنهایی که برایشان حکم صادر شده در صورت تصویب و تبدیل آن به قانون، کسانی که زندانی هستند آزاد می شوند، آنهایی که حکم شلاق برایشان صادر شده شلاق نخواهند خورد و اگر مدتی از محکومیتشان گذشته باشد آزاد می شوند.

اگر به موضوع مهاجرت بی مهابای ایران بخواهیم بازگردیم، باید ضمن شناخت جامعه ایران بدانیم که مردم ایران عموما حتی در سخت ترین شرایط و فقر اقتصادی، اقدام به مهاجرت نمی کنند.

به طور مثال کشاورزان جنوب کشور که حوادثی چون جنگ کشورشان با عراق را به وضوح لمس کرده اند و اکنون نیز به دلایل مشکلات عدیده آب، خاک و گرانی در فقر مطلق به سر می برند، باز هم در کشورشان مانده اند.

خطر اما در خصوص فرزندان این افراد است. آنها اکنون در مورد اعضای جوان خانواده هایشان صحبت می کنند و به این جمع بندی می رسند که بهتر است جوان ها همچون اسلاف خود زندگی نکرده و تن به مهاجرت و دوری بدهند. این همان خطر بزرگ ناامیدی است که در ایران پیدا شده است.

این سطح جدید از ناامیدی پیشتر در ایرانیان دیده نشده است. اما عمده دلیل یا دلایل رسیدن مردم به این میزان از ناامیدی چیست؟

سه دلیل می توان برای آن متصور بود.

۱ - فساد و نابرابری مفرط:

انقلاب اسلامی در سال ۵۷، یکی از اهداف اصلی خود را ریشه کن کردن فساد و زندگی بخشی به مستضعفان قرار داده بود. ۴۰ سال پس از انقلاب، فقرا فقیرتر و مسئولین بی رنج تر می شوند. تنها در یک مورد می توان به رییس سازمان مستضعفان اشاره کرد که در هفته گذشته اعلام نمود که حقوق ماهیانه او تا ۱۹ میلیون تومان هم می رسد. این در حالیست که ایران با افزایش حاشیه نشینی و رسیدن به تعداد ۲۰ میلیون نفر مواجه است.

این فساد به نحوی گسترده است که به عقیده برخی ناظران، ایران به مثابه سفره ای رنگین است که هرکس بر سر آن می نشیند، تصور می کند که فردا خبری از غذا نیست. پس او هر چقدر می تواند بر می دارد. این اتفاق به واقع نیز افتاد. افراد حقوقی، بانک ها و موسسات مالی اعتباری در سال های اخیر تحت عنوان خصوصی سازی در کشور، مقادیر زیادی از دارایی های به دست آمده را تبدیل به ارز کرده و از کشور گریختند.

به گزارش Transparency International در سال ۲۰۱۷، کشور ایران چهارمین کشور فاسد از دید ایرانیان شناخته شد.

در همین راستا، تنها در سال ۲۰۱۸ و در دو ماهه پایانی سال مبلغ ۳۰ میلیارد دلار از ایران به اشکال مختلف خارج شد.

در میان این دزدی های آشکار، نمایش نابرابری همچون نمکی است که بر زخم فقرا پاشیده می شود. در حالی که در برخی مناطق مرکزی و جنوبی شهر تهران، مردم از خرید پنج نان سنگک عاجز هستند، لامبورگینی و پورشه ها در خیابان های شمالی شهر خودنمایی می کنند.

۲ - تحریم های اقتصادی:

پس از سال های متمادی که کشور تحت مدیریت یک رئیس جمهور پوپولیست تا مرز نابودی اقتصادی به دلیل جاه طلبی های وی در زمینه انرژی هسته ای پیش رفت، ظهور یک فرد امنیتی در قامت رئیس جمهور، شرایط به نظر مساعدتر نشان می داد.

دیری نپایید که معاهده ای با عنوان "برنامه جامع اقدام مشترک" که توافقی میان جمهوری اسلامی و شش قدرت جهانی بسته شد، به دلیل جاه طلبی های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و علی خامنه ای به بن بست خورد.

پس از آن در آبان ماه ۹۷ تحریم هایی بی سابقه علیه ایران وضع شدند که شرایط را بغرنج تر از پیش کرد.

این بار دیگر تنها فقرا نبودند که چیزی برای از دست دادن نداشتند. کارمندان دولتی هم از شرایط پیش رو به خاطر از بین رفتن دارایی هایشان نگران بودند.

بسیاری از این کارمندان که تا پیش از این در کنار حقوق های معمول خود، به هر بهانه ای به آنها پاداش داده می شد، پاداش های خود را حذف شده دیدند و مجبور بودند در شرایطی که کشور به سمت ویرانی در حرکت است با حقوق های سابق خود ادامه دهند.

۳ - بحران های زیست محیطی:

در کنار بحران های ذکر شده، بحران محیط زیست، سبب از بین رفتن سرمایه های کشاورزان و دامداران نیز شد.

ایران در حال حاضر در وسط یک فاجعه زیست محیطی قرار دارد. سال ها خشکسالی به دلیل بی کفایتی و نالایقی مسئولین و اقداماتی نظیر سدسازی های اضافی و یا کاشت و صادرات هندوانه، جنگ بر سر آب را در برخی نقاط همچون اصفهان و یزد به راه انداخته است.

این وضعیت برای ماهیگیران نیز مصداق دارد. سپردن بنادر مهم ترانزیتی نظیر چابهار به هندی ها در حالی که مردم چابهار در چادر زندگی می کنند و یا ارائه مجوز به چینی ها از طرف سازمان شیلات کشور برای ماهی گیری صنعتی، ماهی را نیز کم کرده است و صیادان با مسائل معیشتی مواجه هستند.

اگر این فساد همچون چهل سال گذشته ادامه یابد، باید شاهد سیل مهاجران از سایر شهرها به شهرهای شمالی کشور و البته خارج از کشور باشیم.

ایران در آستانه چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی، به ورطه ای افتاده است که بیرون آمدن آن به نظر، همت جمعی مجدد ایرانیان را می طلبد؛ در غیر اینصورت ویرانه ای باقی خواهد ماند و نشانه های ویرانه شدن آن هر روز بیشتر نمایان می شود.

 

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top