آخرین اخبار

فردی عاشق قهوه و رستوران؛ آیا او مورد اعتماد است؟

محمدجواد ظریف در نظر تندروهای جمهوری اسلامی [دستکم تا پیش از این] فردی بود که او را به دلیل اظهاراتش در خصوص آمریکا مورد تمسخر قرار می دادند. ظریف معتقد بود که کوچه های نیویورک را بهتر از دولتی های آمریکا می شناسد؛ اما...

4 ماه قبل
بهروز مفید
A- A A+

مطلب منتشر شده ، بیانگر سیاستهای شبکه بیان نیست و نویسنگان آزادند که نظرات خود را بدون سانسور بیان کنند.

شبکه رسانه ای بیان جهت ایجاد فضای تبادل نظر، از نقطه نظرات انتقادی در خصوص مطالب منتشر شده استقبال میکند.

محمدجواد ظریف در نظر تندروهای جمهوری اسلامی [دستکم تا پیش از این] فردی بود که او را به دلیل اظهاراتش در خصوص آمریکا مورد تمسخر قرار می دادند. ظریف معتقد بود که کوچه های نیویورک را بهتر از دولتی های آمریکا می شناسد.

اما شکست مذاکرات برجام، فشار را بر او بیشتر کرد و او را منزوی نمود. ظریف حتی استعفا داد اما دوباره به دولت بازگشت.

برای ایرانیان عادی و اصلاح طلبان، به نتیجه رسیدن مذاکرات برجام مساوی بود با قهرمان ساختن از او. در فرودگاه از او استقبال ویژه ای شد و برخی او را با محمد مصدق مقایسه کردند.

با فروپاشی برجام که با خروج ترامپ از برجام انجام شد، ظریف دیگر نه فقط در آتش تهران که در آتش واشنگتن هم می سوخت.

تندروهایی همچون مایک پمپئو و جان بولتون که هم اکنون در کاخ سفید رفت و آمد دارند، ظریف را فردی بسیار خطرناک برای آمریکا می شناسند. فردی که می تواند با لبخند، توافق سودآوری را برای آیت الله خامنه ای به ارمغان بیاورد.

ظریف توانسته اعتماد علی خامنه ای را جلب کند و او را متقاعد سازد که به دفاع از وزیر خارجه اصلاح طلب برخیزد.

آقای ظریف گفته بود که از تحریم های در راه که از آمریکا می رسند نگران است اما در عین حال به دنبال برخی شایعات اعلام کرد که برای خود نگران نیست.

او گفت: "هرکسی که من را می شناسد می داند که من یا خانواده ام هیچ دارایی دیگری را در خارج از ایران نداریم." "من شخصا حتی یک حساب بانکی در خارج از ایران ندارم. ایران کل زندگی من و تعهد من است. بنابراین من هیچ مشکل شخصی با تحریم های احتمالی ندارم."

کش و قوس های ظریف و حکومت و ظریف آمریکایی ها تمامی ندارد. گزارشاتی تایید نشده از دیدار برخی افراد وابسته به حکومت با جان کری منتشر شدند که همان ها موجب شد ظریف در طرف آمریکایی نیز احساس ضعف کند.

حالا فردی که عاشق قهوه آمریکایی و رستوران های این کشور است، از دو طرف هدف حمله قرار گرفته و در جایگاه رئیس وزارت خارجه، تا زمان استعفای کامل تحت نظر هر دو طرف است.

سخنان تازه او، دشمنان تازه ای را هم برایش به همراه آورده. گروه B که این روزها در سخن او دائما تکرار می شود شامل بنیامین نتانیاهو، بولتون، بن‌سلمان و بن‌زائد هستند.

استفاده از تکنیک های توییت زدن و گفتگو به سبک سیاستمداران غربی را آقای ظریف به خوبی یاد گرفته است اما آنچه که شرایط را برایش سخت می کند، طرف اشتباه را گرفتن است.

محمدجواد ظریف در سایدی ایستاده است که هرچه کند، باخته است. روحانیون حتی به خود او نیز در شرایط حساس رحم نخواهند کرد و او را به بیرون از بازی پرت خواهند نمود.

عاشق قهوه و رستوران های آمریکایی امروز باید به هزار و یک پرسش پاسخ دهد. اگرچه رهبر ایران می گوید آمریکایی ها بدعهدی کرده اند و با آنان دیگر مذاکره ای صورت نخواهد گرفت، اما اگر کار در دست ظریف بود، باز هم برای مذاکره پا پیش می گذاشت و روبروی بن سلمان هم تعظیم می کرد.

او قانون برد-برد را به خوبی بلد است چراکه دیپلماسی را می فهمد اما مافوق او فردی است که همچون بسیاری از رهبران خودبین، تصور می کند جهان همچنان باید دو قطب داشته باشد که یک قطب آن قطعا ایران است!

عبدالرضا داوری، مشاور سابق محمود احمدی نژاد در یک مصاحبه تلفنی از تهران به نیویورک تایمز گفته است که آقای ظریف اشتباه کرد که تمام تخم مرغ هایش را در سبد برجام گذاشت.

شاید این تنها اشتباه ظریف باشد که بر مبنای اعتماد به طرف مقابل عمل کرد و برجام را به سنای آمریکا نکشاند اما او نیز در برابر حقوقدانان ارشد آمریکایی و تندروی های جمهوری اسلامی قرار گرفته بود و در این میان تصور کرد که با اعتماد به طرف مقابل می تواند برگ برنده را به دست آورد. نباید فراموش کرد که هر قدم او با چراغ سبز بیت رهبر ایران در تهران برداشته میشد، حتی قدم زدن واقعی با جان کری!

مقامات جمهوری اسلامی مصرانه اعلام می کردند که برجام را امضا می کنند چرا که قصد دارند حسن نیت خود را نشان دهند. آنها می خواستند نشان دهند که به دنبال بمب اتمی نیستند و چه کسی بهتر از ظریف می توانست در گوش طرف های اروپایی و آمریکایی این را زمزمه کند.

اما تلاش های او به یک دلیل مشخص با شکست مواجه شد. آمریکا ناراضی از این نبود که به بازار مصرفی ایران دسترسی داشته باشد. نه تنها ناراضی که دستیابی به این بازار بسیار مهم و کلیدی و سودآور بود.

اما علت مشخص در این بود که پشت سر برجام و ظریف، این بیت رهبر بود که از آن سوءاستفاده کرد و گروه های شبه نظامی را آماده حمله به مواضع اسرائیل نمود.

در چنین شرایطی، فردی چون ظریف نمی تواند به حکومت خود اعتراض کند که چرا بر روی موشک هایشان به عبری، مرگ بر اسرائیل می نویسند و خواستار محو کردن این کشور از روی کره زمین هستند.

او تلاش خود را کرد و حتی گفت که حکومت کشورش به دنبال محو یا نابودی اسرائیل نیست. هرچند که گفته های او در تضاد با گفته های بنیانگذار انقلاب اسلامی بود، اما جناح های داخل به خاطر بازی های سیاسی حاضر نشدند حتی سکوت کنند.

آنها (تندروها) به یاری همان گروه "ب" آمدند و گفتند ظریف اشتباه می کند؛ به گفته آیت الله خمینی و به دنبال آرمان های انقلاب، جمهوری اسلامی به دنبال نابودی اسرائیل است.

دیگر کار برای ظریف تمام و برجام نابود شده بود. او دیگر نمی توانست با مصاحبه مطبوعاتی در برابر آمریکایی هایی بایستد که این رسانه ها را خودشان ایجاد کرده اند و هر روز بر آنها نظارت دارند.

ظریف به همان سادگی که با لبخند زدن و ایستادن بر روی بالکن استراحتگاه، قهرمان شد و هر ساعت خبر جدیدی از او منتشر میشد و در نهایت روی دستهای بت سازان بالا رفت، به همان سادگی و با سرعت بیشتر هم باخت. او در تهران باخت، در واشنگتن باخت و در میان افکار عمومی رنگ باخت.

سخنان امروز و روزهای آینده او که دیگر لبخند به همراه ندارد، آخرین نفس های یک دیپلمات رشد کرده در آمریکا است و لبخندهایی که جای خود را به خشم و برافروختگی داده اند، همان چیزی است که گروه ب می خواستند.

 

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top